میگویند به تو (س.د) عشق نورزم ، این مردم چه می دانند از من ، از آن عشق
از تو .. از آن همه زیبایی
اینان نمی دانند من تماما چشم و گوشم در حضورت
نمی دانند هوا خواه توام جانا ...
مرا کافیست
هوایی که تو در آن نفس میکشی و من نیز هم
ماه های آخر با تو بودن است
به گمانم آخرین دیدار ما یکی از روزهای خرداد است
و من از اکنون تا همیشه از آن ماه بیزار میمانم
از آخرین روز دیدنت بیزار میمانم
از آخرین ثانیه های داشتنت بیزار میمانم
از کسی که میگوید: س. د عجله کن دیر شده
بیزار می مانم از هرچیز که مانع بودنت شود
من از این " آخرین ها" بیزارم جانا
کاش زمان دیر بگذرد ، یانه .. اصلا نگذرد
باش ... کمی بیشتر
از نبودت ، تمنای من
میترسم ُ میترسم ُ میترسم
+ زمین از دلبران خالیست یا من چشم و دل سیرم ؟!
فصل آخر عاشقی......ما را در سایت فصل آخر عاشقی... دنبال میکنید
برچسب: نظری, نویسنده: بازدید: 110